سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

194

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مسئله ششم سقوط روزه از شيخين پيرمرد و پيره‌زن در صورتى كه از گرفتن روزه عاجز باشند لازم است عوض هر روزى كه افطار كرده‌اند يك مدّ طعام به فقير بدهند و قضاء از ايشان ساقط است . مرحوم شارح مىفرماين : مقصود از عجز در اينجا اعمّ از اين است كه اصلا نتوانند روزه بگيرند يا در صورت قدرت مشقت شديد و زيادى را بايستى متحمّل شوند و بهر تقدير دليل بر سقوط قضاء اين است كه اداء وقتى متعذّر و شرعا بر ايشان واجب نبود قضاء نيز به همين جهت ساقط است . سپس مىفرماين : حكم مزبور بحسب غالب است كه عجز ايندو رو به زوال نيست بلكه چه بسا شديد مىشود چه آنكه قوّه و بنيه ايشان هر روز ضعيف‌تر و ناقصتر مىشود فلذا قدرت بر قضاء در اينها نادر الوقوع است حال اگر در موردى فرض شد كه بر خلاف متعارف پيرمرد يا پيره‌زنى قادر بر قضاء شدند البتّه لازم است كه به آوردن قضاء آن مبادرت نمايند . نهايت كلام در اين است كه علاوه بر قضاء آيا فديه نيز واجب است يا تنها همان قضاء لازم مىباشد . مرحوم مصنّف در دروس بطور قطع فرموده فديه را نيز بايد بدهند . ولى از نظر ما اقوى اينستكه اگر بطور كلّى از گرفتن روزه عاجز باشند نه قضاء بر ايشان است و نه فديه ولى در صورتى كه با تحمّل مشقّت زياد بتوانند آن را بجاى آورند بطوريكه اين مقدار از مشقّت غالبا قابل تحمّل